اشتراک با دوستان

متن ترانه

موسم گل
دوره مُل (حسن)
یک دوروز است در زمانه
ای به دل آرامی به عالم فسانه – ای که ز تو مانده نکویی نشانه
خاطر عاشقان را میازار – خوش نباشد ز معشوقه آزار
گر بسوزد شمع و پروانه را با زبانه
چون شود روز شمع و شب را نبینی نشانه
می‌کنی صید – مرغ بسته
می‌زنی سنگ – بر شکسته
می‌کشی با تیغ ستم یار خسته
خسته‌دلان یکسره در خون نشسته
خویش و سوزی و بیگانه‌سازی
نیست تو آیین عاشق‌نوازی
تیر عشقت – ای که در سینه ما نشسته
رحمتی کن – با دل – عاشق زار و خسته

ایرج بسطامی موسم گل