اشتراک با دوستان

متن ترانه

خورشیدمو شهاب قبولم نمیکند
سیمرغمو عقاب قبولم نمیکند
عریان ترم زشیشه و مطلوبِ سنگسار
این شهر بی نقاب قبولم نمیکند
این چندمین شب است که بیدار مانده ام
آن گونه ام که خواب قبولم نمیکند
بیتابه از تو گفتنم افسوس که قرنهاست
آن لحظه های ناب قبولم نمیکند
گفتم که با خیال دلی خوش کنم ولی
با این عطش سراب قبولم نمیکند
بی شایع تر ز خویش حضوری ندیده ام
حق دارد آفتاب قبولم نمیکند
خورشیدمو شهاب قبولم نمیکند
سیمرغمو عقاب قبولم نمیکند
عریان ترم زشیشه و مطلوبِ سنگسار
این شهر بی نقاب قبولم نمیکند

رضا یزدانی قبولم نمیکند