متن ترانه

باز آمدم چون عید نو تاقفل زندان بشکنم
این چرخ مردم خواررا چنگال ودندان بشکنم
من نشکنم جز جور را یاظالم بد قول را
گر ذره ای دارد نمک میرم اگر آن بشکنم
زآغازعهدی کرده ام کین جان فدای شه کنم
بشکسته باداپشت جان گر عهد و پیمان بشکنم
امروزهمچون آصفم شمشیر و فرمان در کفم
تا گردن گردنکشان در پیش سلطان بشکنم
گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می
دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم
چرخ ار نگردد گرد دل از بیخ و اصلش برکنم
گردون اگر دونی کند گردون گردان بشکنم
گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می
دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم
چرجم نگردد گرد دل از بیخ و اصلش برکنم
گردون اگر دونی کند گردون گردان بشکنم
شما مست نگشتیدو وزآن باده نخوردید
چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک
به جز مهر به جز عشق دگر بذر نکاریم
گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می
دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم
چرخ ار نگردد گرد دل از بیخ و اصلش برکنم
گردون اگر دوری کند گردون گردان بشکنم
شما مست نگشتیدو وزآن باده نخوردید
چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک
به جز مهر به جز عشق دگر بذر نکاریم
شما مست نگشتیدو وزآن باده نخوردید

روزبه نعمت الهی باز آمدم