کربلا رفتن بنیامین در لس آنجلسواو موزیک , رسانه پخش موسیقی آنلاین

  • 12,331 نگاه
  • 0 دیدگاه

بنیامین بهادری یک کار عجیب کرد! بهتر است از زبان خودش بخوانید:

 

میگن همه جا کربلاست و همه روزها عاشورا
مثلاً حتى وسط امریکا و مثلاً تو ماه سپتامبر
بالاخره دلم طاقت نیاورد.. رفتم دو متر پارچه مشکى خریدم و روش با یه رنگ پاش خراب هر جورى بود یه #یا_حسین از ته دل نوشتم و نشستم هى نگاش کردم. کم کم قیمه اى هم پخته و نوحه اى نسبتاً قدیمى هم از موبایل پخش مى شد. روضه ماهیانه خونه ما تو محرم به همین سادگى و با کمترین امکانات و نفرات ولى با اشتیاق بالا و باشکوه انجام شد.
٢٠٢-
بعدش قیمه هاى نذرى رو بى قید و شرط پخش کردیم به هر کسى که مى شد؛ به مسلمون و نامسلمون، به فقیر و غنى. راستش من زیاد موافق نیستم که میگن این نذرى ها بیشتر باید به دست فقرا برسه، چرا که همه انسان هاى دارا و ندار یک اندازه بهش نیازمندند. بیشتر از اینکه غذاى جسم باشه براى روح آدم کار مى کنه. استادمون مى گفت که از همه برنامه ها و مراسم ها و سخنرانى ها و نوحه هایى که تو زندگیم تجربه کردم هیچکدوم رو عمیقاً به اندازه همین غذاى نذرى با پوست و گوشت خودم درک نکردم. اصلاً مورد داریم همین حالا تو فامیلمون یه خانواده اى که اصلاً محرم و امام حسین و کربلا رو قبول ندارن ولى اربعین ها نذر شله زرد دارند(!) من هر سال محتاج همون شله زرد مثلاً بى اعتقادم.
٢٠٣-
چاى روضه هم که آدمو مست خودش مى کنه
نشنیدى این شعر رو که میگه: “سماورى که به بزم حسین مى جوشد
بخار رحمت آن جرم خلق مى پوشد
حدیث کوثر و تسنیم و سلسبیل مگو
بگو حکایت مستى که چاى مى نوشد(!)” ٢٠۴-
آخر شب پارچه مشکى رو زدیم بالاى سر تو اتاق خودمون که تا آخر محرم زیر سایه اش باشیم.
٢٠۵-
سرمایه وسایل روضه ماهیانه مون تو امریکا؛ چند متر پارچه سیاه و شش تا استکان چاى کمرباریک و چند تا دل شکسته براى کودک در گهواره رُباب

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دریافت نـــرم افـــزار

اپلیکیشن واوموزیک همراه آنلاین لحظات خوب شما
سریعتر از همه بشنوید