سیامک عباسی و دوست دختر قدیمی باباش!واو موزیک , رسانه پخش موسیقی آنلاین

  • 20,708 نگاه
  • 0 دیدگاه

جدیدترین عکس سیامک عباسی در پاسخ به یکی از هوادارانش بود که برای او پیامی فرستاده بود
وی همراه با انتشار این عکس خاطره ای زیبا از کودکی خود نقل کرد که خواندنش خالی از لطف نیست
البته این پست حاشیه های جالبی نیز داشت.
اشتباه کاربران در خواندن کپشن سیامک عباسی
موجب شد وی عکس جالب دیگری در استوری خود منتشر کند که در زیر آن را خواهید دید.

عکس سیامک عباسی

عکس سیامک عباسی در کودکی

چند سال پیش، یه بار توى فیسبوک یکى برام پیام فرستاده بود و نوشته بود:
منم اگه از بچگى تو خونه مون پیانو داشتیم، سیامک عباسى مى شدم.
یادمه براش نوشتم:
رفیق
اولاً که حالا مگه سیامک عباسى کى شده؟
ثانیاً شاید باورت نشه ولى من همین الانم پیانو ندارم، چه برسه به بچگیم
——–

اینجا فکر کنم ١١ سالمه، کلاس پنجم دبستان بودم
عید رفته بودیم اهواز، خونه دختر دوست قدیمىِ بابام، که من بهش مى گفتم عمو
برادر شوهر دخترعموم هم توى یه واحد دیگه، تو همون ساختمون زندگى مى کرد؛ پیانیست بود.
این اتاق کارش بود، همین طور که مى بینید یه پیانوى خفن داشت و کلى عکس و مطلب از بزرگان موسیقى.
جواد معروفى، بابک بیات و…
من محو این پیانو شده بودم، بى اجازه رفتم نشستم پشتش، و شروع کردم به ور رفتن با دکمه هاش (کلاویه هاش).
استاد که صداى ساز خودشو شنیده بود اومد توى اتاق، تا دیدمش بلند شدم. بهم گفت:…
– بشین راحت باش، پیانو دوست دارى؟
– آره، خیلى
– مى خواى یه آهنگ یادت بدم بزنى؟
– مى شه؟
– چرا نشه؟

اولِ آهنگ خواب هاى طلایى رو یادم داد، هم دست راستشو، هم دست چپشو.
آهنگ رو قبلاً شنیده بودم. بس که تلویزیون مى ذاشت اون موقع ها.
استاد که رفت به مهمونا برسه، من موندم و آهنگو ادامه دادم، بقیه شو هم خودم به صورت گوشى، درآوردم و زدم.
حس مى کردم دارم روى ابرها راه مى رم.
بعد که استاد اومد دید من نصف اهنگو درآوردم و زدم خیلى تعجب کرد و دست زد برام.
اومد به مامانم اینا گفت این بچه خیلى توى موسیقى استعداد داره، براش ساز تهیه کنید.
ولى خب اون موقع ها پیانو خیلى گرون بود، این پیانو دیجیتال ها هم که اون موقع ها نبودن.
خلاصه کلاً ١-٢ روز خونه شون مهمون بودیم و من از کنار این ساز تکون نخوردم.

یادمه بعدش که برگشتیم تهران،
روى نیمکت مدرسه شکل کلاویه هاى ساز رو با خودکار کشیدم، حفظ کرده بودم شکلشونو.
آهنگ خواب هاى طلایى رو روى همون نیمکت مدرسه تمرین مى کردم که یادم نره.
ولى بعد یه مدت، دیگه صداى بغل دستیم دراومد و منم مجبور شدم بى خیال بشم.

تا سالیان سال خاطره ى اون سفر، بهترین خاطره ى من از اهواز بود.
چند سال بعد دختر عموم و شوهرش توى یه سانحه ى دردناک از دنیا رفتن😔
برادر شوهرش که استاد موسیقى بود الان یکى از مهم ترین و تأثیرگذارترین آهنگسازهاى موسیقى فیلمه.
نمى دونم راضى هستن که من اسمشونو بیارم یا نه، واسه همین اسم نمیارم،
این پست رو براشون فوروارد مى کنم، بعد اگه خودشون صلاح دونستن اسمشونو اضافه مى کنم.
——–
داشتم فکر مى کردم واقعاً اگه از بچگى تو خونه مون پیانو بود، چى مى شد؟
.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دریافت نـــرم افـــزار

اپلیکیشن های من و موزیک بزودی همه جا همراه شما
سریعتر از همه بشنوید